compiler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.pi.le\/

Conjugaison du verbe compiler

فعل

  1. جمع‌آوری اسناد از منابع مختلف
  2. تبدیل کد منبع به کد باینری
  3. فکر کردن به چیزی

مثال‌ها