citron

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · صوت · /\si.tʁɔ̃\/

اسم

  1. میوه درخت لیموترش (لیمو / لیموترش).
  2. سر، مغز (کله / مخ).
  3. نارنجک (نارنجک دستی).
  4. نمونه بسیار معیوب از یک محصول سری‌ساز، به ویژه خودرو (ماشین قراضه / محصول معیوب).
  5. شربت آبلیمو (لیموناد).
  6. درخت لیموترش (درخت لیمو).
  7. میوه و درخت کفیر لایم (کفیر لایم).

صفت

  1. رنگ زرد روشن متمایل به رنگ لیمو (زرد لیمویی).

صوت

  1. اصطلاحی برای بیان تعجب یا عصبانیت (عجب! / ای بابا!).

مثال‌ها