debout

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · صفت · صوت · /\də.bu\/

قید

  1. عمودی، سرِ پا
  2. برپا، نیفتاده
  3. سرِ پا، ایستاده بر پای خود
  4. (دربارهٔ چهارپا) بر پا برخاسته، یا ایستاده بر پاهای پسین
  5. (دربارهٔ کشت) درونشده، برداشت‌نشده
  6. از بستر برخاسته، بیدار
  7. از سر، از جلو؛ سینه‌به‌سینه

صفت

  1. (دربارهٔ باد) پادباد، روبه‌رو، در خلافِ حرکتِ کشتی یا هواپیما
  2. دادسرا؛ دستگاهِ قضاییِ کیفرخواست‌دهنده، در برابرِ دستگاهِ حکم‌دهنده
  3. (دربارهٔ چوب) سربُر، بریده در راستای الیاف
  4. ایستاده؛ که بر زمین نیفتاده
  5. (در نشان‌شناسی) جانورِ ایستاده بر پاهای پسین، بیشتر خرس

صوت

  1. بلند شو! گفته می‌شود وقتی می‌خواهیم کسی را که خوابیده یا نشسته بلند کنیم
  2. (مجازی) برخیز! گفته می‌شود برای برانگیختنِ کسی که زیرِ ستم و بهره‌کشی و تحقیر است به مقاومت و حتی شورش

مثال‌ها