débrouiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.bʁu.je\/

Conjugaison du verbe débrouiller

فعل

  1. باز کردن گره، مرتب کردن چیزهایی که درهم و برهم هستند.
  2. روشن کردن، با مرتب کردن جزئیات راز.
  3. مقدماتی یاد دادن، کسی را با اصول اولیه علم یا هنری آشنا کردن.
  4. از پسِ کار برآمدن؛ گلیمِ خود را از آب بیرون کشیدن؛ از مخمصه رهایی یافتن.
  5. آشکارتر شدن، واضح‌تر ظاهر شدن.

مثال‌ها