débroussailler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.bʁu.sɑ.je\/

Conjugaison du verbe débroussailler

فعل

  1. پاک کردن زمین از بوته‌ها و علف‌های هرز
  2. انجام کار مقدماتی برای روشن‌سازی موضوع

مثال‌ها