bouquet

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bu.kɛ\/

اسم

  1. دستهٔ گل؛ گل‌های بریده‌ای که کنار هم دسته شده‌اند.
  2. دستهٔ کوچک سبزی‌های معطر برای آشپزی.
  3. بیشه، دسته‌ای درخت؛ درختانی که با هم بیشه‌ای کوچک می‌سازند.
  4. (جنگلداری) تودهٔ جنگلی کوچک‌تر از پنجاه آر (نیم هکتار).
  5. مجموعه، دسته؛ چیزهایی که به هم پیوسته‌اند یا طبیعتاً با هم‌اند.
  6. (آتش‌بازی) دسته‌ای از فشفشه‌ها که با هم شلیک می‌شوند؛ اوج آتش‌بازی.
  7. (خودمانی) حسن ختام، اوج ماجرا؛ بهترین بخش که برای پایان داستان یا جشن نگه داشته می‌شود.
  8. (به طعنه) دیگر آخرش است!؛ دردسر تازه‌ای که بر یک رشته خبر بد افزوده می‌شود.
  9. رایحه، بوی شراب؛ عطری که از پشت حلق به بینی می‌رسد و با بویایی و چشایی هر دو حس می‌شود.
  10. (قدیمی) شعر کوتاهی که روز تولد یا نام‌روز کسی به او پیشکش می‌شود.
  11. (حقوق) پیش‌پرداخت نقدی خریدار در فروش ملک با مستمری مادام‌العمر.
  12. گونه‌ای از کنگر فرنگی بنفش‌رنگ که پیش از رسیدن برداشت می‌شود
  13. مجموعه‌ای از کانال‌های تلویزیونی در یک بسته تجاری
  14. (ریاضی) اجتماع دو فضای توپولوژیک با یکی گرفتن یک نقطه از هر کدام.

مثال‌ها