bourdalou

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\buʁ.da.lu\/

اسم

  1. نوار دور کلاه
  2. بند کلاه با سگک
  3. پارچه و لباس ظریف
  4. دستگاه ادرار ایستاده زنان
  5. کیک گلابی با فرنجی‌پن
  6. دسر گرم میوه‌ای

مثال‌ها