pour

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

حرف اضافه · اسم · /\puʁ\/

حرف اضافه

  1. برای؛ به‌منظورِ؛ به مقصدِ
  2. به خاطر، با توجه به
  3. به نفع، در دفاع از
  4. نسبت به، در مورد
  5. برای نشان دادن رابطه بین چیزی که بر شخص تأثیر مثبت یا منفی دارد و شخصی که تحت تأثیر قرار می‌گیرد
  6. با توجه به، نسبت به
  7. پس از assez و trop: برای (بس بودن یا زیاده بودن)
  8. (پیش از مصدر) برای، به‌منظورِ
  9. در ازای قیمت معین، در عوض
  10. به نسبت
  11. به جای، به نام
  12. به عنوان، در مقام
  13. قبل و بعد از کلمه یکسان برای نشان دادن مقایسه
  14. برای سنجش، مقابله مخالف‌ها یا ارزش‌های متفاوت
  15. برای نشان دادن مدت
  16. برای (موعد و زمان انجام کار)
  17. به مقصدِ
  18. و اما، در موردِ
  19. با آنکه، هرچند
  20. (با il y en a) به‌قدرِ، مایهٔ
  21. چون
  22. و سپس (هماهنگی دو رویداد، به‌ویژه اگر دوم غافلگیرکننده باشد؛ بعد از آن مصدر می‌آید)

اسم

  1. دلیلِ موافق؛ جنبهٔ مثبت (در سبک‌سنگین کردن)
  2. رأی موافق

مثال‌ها