extérieur

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɛk.ste.ʁjœʁ\/

صفت

  1. که در فضای، حوزه یا موضوع مشخصی نیست
  2. که در ساختمان نیست. که بیرون، در هوای آزاد است
  3. نزدیک‌تر به انتها واقع‌شده
  4. خارج از کشور

اسم

  1. آنچه خارجی است
  2. رفتارها یا ظاهر شخص
  3. اینکه یک تیم یا بازیکن در ورزشگاه یا منطقه حریف بازی می‌کند

مثال‌ها