exterritorialité

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛks.te.ʁi.tɔ.ʁja.li.te\/

اسم

  1. حق سفیران برای زندگی در کشور محل مأموریت تحت قوانین ملت خود

مثال‌ها