fournir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fuʁ.niʁ\/

Conjugaison du verbe fournir

فعل

  1. تأمین کردن؛ فراهم آوردن و رساندن.
  2. تحویل دادن؛ فراهم کردن؛ باعث شدن که کسی داشته باشد.
  3. کارتی را انداختن که طبق قانون بازی پیش‌بینی شده.
  4. ارائه دادن، به‌ویژه در اصطلاحات دادرسی و اداری.
  5. فضای تمرین سوارکاری را پیمودن.
  6. انجام دادن.
  7. کمک کردن، به طور کامل یا جزئی مشارکت کردن.

مثال‌ها