fourrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fu.ʁe\/

Conjugaison du verbe fourrer

فعل

  1. وارد کردن، گذاشتن داخل
  2. پنهان کردن
  3. به زندان انداختن
  4. با افراط و بدون تفکر دادن
  5. بدون مناسبت داخل کردن
  6. با خز پوشاندن یا آستر کردن
  7. داخل غذا را با ماده خوراکی دیگر پر کردن
  8. رابطه جنسی بدون احساس داشتن
  9. آستر کردن؛ آستر گذاشتن، در مورد دفتر یا کتاب
  10. کلاهبرداری کردن، فریب دادن
  11. سکسِ بی‌عاطفه داشتن.

مثال‌ها