هذیان زدن تحت تأثیرِ مواد مخدر (با بارِ مثبت یا منفی).
ترسیدن، از ترس لرزیدن؛ اضطراب داشتن.
نامرئی کردنِ پیرسینگِ بینی با پنهانکردنِ آن در داخلِ بینی.
اسم
بازی آرکید سکهای که اصل آن کسب امتیاز با هدایت یک یا چند توپ فلزی روی صفحه بازی است که با شیشه از بازیکن جدا شده.
مثالها
Flipper : se dit chez les drogués quand ils n'arrivent plus à contrôler leurs délires. Après une dose trop forte d'opium ou d'héroïne on peut devenir fou. Mais c'est surtout avec le LSD que l'on risque de flipper si l'on n'est pas "dirigé". — flipper: دربارهٔ معتادان گفته میشود، آنگاه که دیگر نمیتوانند هذیانهایشان را مهار کنند. پس از دُزِ بیش از حدِ تریاک یا هروئین آدم ممکن است دیوانه شود. اما بیشتر با الاسدی است که اگر «هدایت» نشوی خطرِ از خود بیخود شدن هست.
Maman flashe et Papa flippe
Papy plane et Tata trippe — مامان فلَش میزند و بابا از خود بیخود میشود
پدربزرگ پرواز میکند و عمه تریپ میزند
Depuis qu’je fume pu d’shit
J’ai d’la conversation
Je suis plus tout seul dans mon coin
À flipper comme un con. — از وقتی دیگر شیت نمیکشم
حرف برای گفتن دارم
دیگر تنها در گوشهام نیستم
که مثلِ احمقها بترسم.
Ce film était effrayant, j'ai flippé pendant deux heures. — این فیلم ترسناک بود، دو ساعت ترسیدم.
Ce film était flippant. — این فیلم ترسآور بود.
Mais si je n’étais pas venue, hein ? Si j’avais laissé Derek ici, tout seul ? Pas que je flippe le moins du monde qu’il se lève une minette ; il est fou de moi, le pauvre. — اما اگر نیامده بودم، ها؟ اگر درک را اینجا تنها گذاشته بودم؟ نه اینکه ذرهای نگران باشم که دختری تور کند؛ بیچاره دیوانهٔ من است.