floche

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · صفت · /\flɔʃ\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ flocher
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ flocher
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ flocher
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ flocher
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ flocher

اسم

  1. منگوله یا پومپون در انتهای طناب یا پارچه
  2. توده پشم‌مانند
  3. آلت تناسلی مرد
  4. مدفوع شل و کوچک
  5. نت اشتباه

صفت

  1. شل و بدون استحکام
  2. کمی تاب‌خورده

مثال‌ها