تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
A2

plus-que-parfait — گذشتهٔ دورتر

plus-que-parfait کاری را نشان می‌دهد که پیش از کارِ گذشتهٔ دیگری تمام شده بود. با imparfait فعلِ کمکی به‌علاوهٔ اسمِ مفعول ساخته می‌شود. فارسی دقیقاً همین را دارد: «رفته بودم» — همان دو تکه، همان معنا.

در یک نگاه

avoir / être در imparfait + اسمِ مفعول

چطور ساخته می‌شود

اگر passé composé را بلد باشید، این را هم بلدید: همان ساخت است، فقط فعلِ کمکی به‌جای زمانِ حال در imparfait می‌آید.

زمانساختنمونه
passé composéحال + اسمِ مفعولj’ai mangé
plus-que-parfaitimparfait + اسمِ مفعولj’avais mangé
با êtrej’étais + اسمِ مفعولj’étais parti

کِی استفاده می‌شود

یک: کاری که پیش از کارِ گذشتهٔ دیگری تمام شده. این کاربردِ اصلی است.

دو: با si، برای شرطِ گذشته و حسرت.

سه: در نقلِ قولِ غیرمستقیم، جانشینِ passé composé می‌شود.

برای فارسی‌زبان‌ها

این یکی از راحت‌ترین درس‌های این سایت برای شماست، چون فارسی همین زمان را دارد و ساختش هم شبیه است: «رفته بودم» — اسمِ مفعول به‌علاوهٔ فعلِ کمکی در گذشته. فرانسه هم دقیقاً همین کار را می‌کند.

فارسیفرانسه
رفته بودمj’étais parti
خورده بودil avait mangé
دیده بودیمnous avions vu
نوشته بودندils avaient écrit

حتی ترتیبِ اجزا هم قابلِ تطبیق است: در فارسی اسمِ مفعول اول می‌آید و فعلِ کمکی بعدش («رفته بودم»)، در فرانسه برعکس («j’étais parti»). ولی هر دو دو تکه‌اند و هر دو همان معنا را می‌سازند، پس ذهنتان سریع جا می‌افتد.

این دو جمله در فرانسه دو رویدادِ کاملاً متفاوت‌اند، و تنها چیزی که تفکیکشان می‌کند همین زمان است. پس جایی که در فارسی «از قبل» یا «تا آن موقع» در ذهنتان هست — حتی اگر نگفته باشید — در فرانسه plus-que-parfait لازم دارید.

در جمله‌های شرطیِ گذشته هم تطابق کامل است: «اگر می‌دانستم» در فارسی گذشته است و فرانسه هم plus-que-parfait می‌خواهد. اینجا شهودتان درست کار می‌کند.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

سه گذشته کنارِ هم
زماننقشنمونه
imparfaitزمینهIl faisait nuit.
passé composéرویدادLe téléphone a sonné.
plus-que-parfaitپیش از آنElle s’était déjà couchée.

یک بندِ روایی معمولاً هر سه را دارد، و همین ترتیب است که به خواننده می‌گوید چه چیزی کِی اتفاق افتاده.

passé antérieur: نسخهٔ ادبی

در متنِ ادبی گاهی به‌جای plus-que-parfait، صورتی با passé simple فعلِ کمکی می‌بینید: «dès qu’il eut fini». معنایش همان است.

برای خواندنِ رمانِ کلاسیک بشناسیدش؛ برای نوشتن و حرف زدن هرگز لازمش ندارید.

واژه‌های این درس