préparer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁe.pa.ʁe\/

Conjugaison du verbe préparer

فعل

  1. آماده کردن؛ چیزی را در خورِ کاری که برایش در نظر است درآوردن
  2. بیمار را برای جراحی یا درمان به رژیمی درآوردن
  3. زمینه چیدن؛ فراهم کردنِ علت‌هایی که پیامدی در پی می‌آورند
  4. در ذهن پروراندن و از پیش آماده کردن
  5. زمینه‌سازی کردن؛ پیش از چیزی احتیاط‌هایی به کار بردن تا اثر کند
  6. (دربارهٔ کسان) آماده کردن برای رسیدن به هدفی
  7. با ملاحظه سخن گفتن تا کسی را برای شنیدنِ خبرِ بد آماده کنند

مثال‌ها