imparfait — گذشتهٔ استمراری در فرانسه
imparfait زمانی است برای توصیفِ حالت، عادت، و کاری که در گذشته در جریان بوده. از ریشهٔ nous در زمانِ حال ساخته میشود. برابرِ فارسیاش تقریباً دقیق است: همان کاری که پیشوندِ «می» با فعلِ گذشته میکند — «میرفتم»، «میخوردم».
در یک نگاه
ریشهٔ nous + -ais, -ais, -ait, -ions, -iez, -aient
- Je mangeais.میخوردم.
- Il faisait froid.هوا سرد بود.
- Quand j’étais petit, j’habitais à Téhéran.وقتی کوچک بودم، تهران زندگی میکردم.
چطور ساخته میشود
یک دستورالعمل، و این بار تقریباً بدونِ استثنا — که در دستورِ فرانسه کم پیش میآید.
| مرحله | نمونه با finir |
|---|---|
| ۱. صورتِ nous در زمانِ حال | nous finissons |
| ۲. برداشتنِ -ons | finiss- |
| ۳. افزودنِ پایانه | je finissais, tu finissais, il finissait |
| شخص | پایانه | نمونه |
|---|---|---|
| je | -ais | je parlais |
| tu | -ais | tu parlais |
| il / elle | -ait | il parlait |
| nous | -ions | nous parlions |
| vous | -iez | vous parliez |
| ils / elles | -aient | ils parlaient |
دو تلهٔ املایی که بسامدشان بالاست:
| گروه | چرا | نمونه |
|---|---|---|
| فعلهای -ger | e نگه داشته میشود تا g نرم بماند | je mangeais, nous mangions |
| فعلهای -cer | c به ç تبدیل میشود | je commençais |
| ریشهٔ پایانیافته به i | دو i پشتسرِ هم میآید | nous étudiions, vous riiez |
کِی استفاده میشود
یک: توصیفِ صحنه، وضعیت و پسزمینه. هرچه در داستان «دکور» است، نه «اتفاق».
- Il faisait nuit et il pleuvait.شب بود و باران میبارید.
دو: عادت و کارِ تکراری در گذشته.
- Tous les jours, je prenais le bus.هر روز با اتوبوس میرفتم.
- Le dimanche, on allait chez ma grand-mère.یکشنبهها خانهٔ مادربزرگم میرفتیم.
سه: کاری که در جریان بوده، بهویژه وقتی کارِ دیگری وسطش میآید. کارِ در جریان imparfait است، کاری که قطعش میکند passé composé.
- Je dormais quand le téléphone a sonné.خواب بودم که تلفن زنگ خورد.
چهار: توصیفِ اشخاص، سن، احساس و حالتِ درونی. این کاربرد در فارسی نشانهٔ «می» ندارد و درست به همین دلیل بیشترین خطا را میسازد.
- Elle était fatiguée et elle avait vingt ans.خسته بود و بیست سالش بود.
پنج: با si، برای پیشنهاد دادن.
- Si on allait au cinéma ?چطور است برویم سینما؟
برای فارسیزبانها
این درس برای شما کوتاه است، و دلیلش را باید صریح گفت: پیشوندِ «می» دقیقاً همان کاری را میکند که imparfait میکند. انگلیسی چنین چیزی ندارد — «I went» هم «رفتم» است هم «میرفتم» — و برای همین کتابهای انگلیسیزبان صفحهها وقت صرفِ ساختنِ این مفهوم میکنند. شما مفهوم را دارید.
| فارسی | فرانسه | زمان |
|---|---|---|
| رفتم | je suis allé | passé composé |
| میرفتم | j’allais | imparfait |
| خوردم | j’ai mangé | passé composé |
| میخوردم | je mangeais | imparfait |
چرا یکطرفه: چون فارسی برای فعلهای حالتی «می» نمیگذارد. «خسته بود»، «بیست سالش بود»، «پول نداشت»، «او را میشناخت» — هیچکدام الگوی «می» را ندارند یا لازم ندارند، ولی هر چهار تا در فرانسه imparfaitاند. پس نبودنِ «می» دلیلِ passé composé نیست.
فهرستِ کوتاهی از فعلهای حالتی که در گذشته تقریباً همیشه imparfait میگیرند، هر چه در فارسی گفته باشید: être، avoir، savoir، connaître، pouvoir، vouloir، aimer، croire، espérer. اگر یکی از اینها را در گذشته با passé composé دیدید، احتمالاً معنایش عوض شده — که خودش موضوعِ درسِ دیگری است.
«داشتم میرفتم» هم imparfait است. فارسی برای کارِ دقیقاً در جریان صورتِ جداگانهای دارد؛ فرانسه همان imparfait را به کار میبرد، و اگر بخواهد تأکید کند از être en train de استفاده میکند: j’étais en train de partir.
اشتباههای رایج
Quand j’étais petit, j’ai habité à Téhéran.
Quand j’étais petit, j’habitais à Téhéran.
زندگی کردن در کودکی یک وضعیتِ کشیده است، نه یک رویداد.
Elle a été fatiguée.
Elle était fatiguée.
خستگی حالت است. فعلهای حالتی در گذشته imparfait میگیرند، حتی وقتی فارسی «می» ندارد.
J’ai eu vingt ans quand je suis parti en France.
J’avais vingt ans quand je suis parti en France.
سن هم حالت است. «j’ai eu vingt ans» یعنی «بیستساله شدم».
Je mangais au restaurant.
Je mangeais au restaurant.
فعلهای -ger پیش از a حرفِ e را نگه میدارند.
Il étais content.
Il était content.
پایانهٔ سومشخصِ مفرد -ait است؛ چون هر دو یکسان تلفظ میشوند، این خطا فقط در نوشتار دیده میشود.
Le ciel a été bleu et il a fait chaud.
Le ciel était bleu et il faisait chaud.
توصیفِ صحنه imparfait میخواهد؛ passé composé اینجا انگار خبر از یک اتفاق میدهد.
نکتههای بیشتر
si + imparfait: پیشنهاد و آرزو
بدونِ جملهٔ دوم، si با imparfait یا پیشنهاد است یا آرزو.
- Si on partait maintenant ?چطور است حالا راه بیفتیم؟
- Ah, si j’avais plus de temps !آخ، اگر وقتِ بیشتری داشتم!
imparfait برای مؤدب بودن
در درخواستها، imparfait جمله را نرمتر میکند — درست مثل فارسی که «میخواستم بپرسم» را مؤدبانهتر از «میخواهم بپرسم» میداند.
- Je voulais vous demander quelque chose.میخواستم چیزی از شما بپرسم.
- Je venais pour le poste.برای آن شغل آمده بودم.
وقتی گذشتهای پیش از گذشته لازم است
اگر کاری پیش از کارِ دیگری در گذشته تمام شده باشد، نه imparfait کافی است نه passé composé؛ plus-que-parfait لازم است — همان «رفته بودم» فارسی.
- Quand je suis arrivé, il était déjà parti.وقتی رسیدم، او رفته بود.