تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
A2

imparfait — گذشتهٔ استمراری در فرانسه

imparfait زمانی است برای توصیفِ حالت، عادت، و کاری که در گذشته در جریان بوده. از ریشهٔ nous در زمانِ حال ساخته می‌شود. برابرِ فارسی‌اش تقریباً دقیق است: همان کاری که پیشوندِ «می‌» با فعلِ گذشته می‌کند — «می‌رفتم»، «می‌خوردم».

در یک نگاه

ریشهٔ nous + -ais, -ais, -ait, -ions, -iez, -aient

چطور ساخته می‌شود

یک دستورالعمل، و این بار تقریباً بدونِ استثنا — که در دستورِ فرانسه کم پیش می‌آید.

مرحلهنمونه با finir
۱. صورتِ nous در زمانِ حالnous finissons
۲. برداشتنِ ‎-onsfiniss-
۳. افزودنِ پایانهje finissais, tu finissais, il finissait
شخصپایانهنمونه
je-aisje parlais
tu-aistu parlais
il / elle-aitil parlait
nous-ionsnous parlions
vous-iezvous parliez
ils / elles-aientils parlaient

دو تلهٔ املایی که بسامدشان بالاست:

گروهچرانمونه
فعل‌های ‎-gere نگه داشته می‌شود تا g نرم بماندje mangeais, nous mangions
فعل‌های ‎-cerc به ç تبدیل می‌شودje commençais
ریشهٔ پایان‌یافته به iدو i پشت‌سرِ هم می‌آیدnous étudiions, vous riiez

کِی استفاده می‌شود

یک: توصیفِ صحنه، وضعیت و پس‌زمینه. هرچه در داستان «دکور» است، نه «اتفاق».

دو: عادت و کارِ تکراری در گذشته.

سه: کاری که در جریان بوده، به‌ویژه وقتی کارِ دیگری وسطش می‌آید. کارِ در جریان imparfait است، کاری که قطعش می‌کند passé composé.

چهار: توصیفِ اشخاص، سن، احساس و حالتِ درونی. این کاربرد در فارسی نشانهٔ «می‌» ندارد و درست به همین دلیل بیشترین خطا را می‌سازد.

پنج: با si، برای پیشنهاد دادن.

برای فارسی‌زبان‌ها

این درس برای شما کوتاه است، و دلیلش را باید صریح گفت: پیشوندِ «می‌» دقیقاً همان کاری را می‌کند که imparfait می‌کند. انگلیسی چنین چیزی ندارد — «I went» هم «رفتم» است هم «می‌رفتم» — و برای همین کتاب‌های انگلیسی‌زبان صفحه‌ها وقت صرفِ ساختنِ این مفهوم می‌کنند. شما مفهوم را دارید.

فارسیفرانسهزمان
رفتمje suis allépassé composé
می‌رفتمj’allaisimparfait
خوردمj’ai mangépassé composé
می‌خوردمje mangeaisimparfait

چرا یک‌طرفه: چون فارسی برای فعل‌های حالتی «می‌» نمی‌گذارد. «خسته بود»، «بیست سالش بود»، «پول نداشت»، «او را می‌شناخت» — هیچ‌کدام الگوی «می‌» را ندارند یا لازم ندارند، ولی هر چهار تا در فرانسه imparfait‌اند. پس نبودنِ «می‌» دلیلِ passé composé نیست.

فهرستِ کوتاهی از فعل‌های حالتی که در گذشته تقریباً همیشه imparfait می‌گیرند، هر چه در فارسی گفته باشید: être، avoir، savoir، connaître، pouvoir، vouloir، aimer، croire، espérer. اگر یکی از این‌ها را در گذشته با passé composé دیدید، احتمالاً معنایش عوض شده — که خودش موضوعِ درسِ دیگری است.

«داشتم می‌رفتم» هم imparfait است. فارسی برای کارِ دقیقاً در جریان صورتِ جداگانه‌ای دارد؛ فرانسه همان imparfait را به کار می‌برد، و اگر بخواهد تأکید کند از être en train de استفاده می‌کند: j’étais en train de partir.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

si + imparfait: پیشنهاد و آرزو

بدونِ جملهٔ دوم، si با imparfait یا پیشنهاد است یا آرزو.

  • Si on partait maintenant ?چطور است حالا راه بیفتیم؟
  • Ah, si j’avais plus de temps !آخ، اگر وقتِ بیشتری داشتم!
imparfait برای مؤدب بودن

در درخواست‌ها، imparfait جمله را نرم‌تر می‌کند — درست مثل فارسی که «می‌خواستم بپرسم» را مؤدبانه‌تر از «می‌خواهم بپرسم» می‌داند.

  • Je voulais vous demander quelque chose.می‌خواستم چیزی از شما بپرسم.
  • Je venais pour le poste.برای آن شغل آمده بودم.
وقتی گذشته‌ای پیش از گذشته لازم است

اگر کاری پیش از کارِ دیگری در گذشته تمام شده باشد، نه imparfait کافی است نه passé composé؛ plus-que-parfait لازم است — همان «رفته بودم» فارسی.

  • Quand je suis arrivé, il était déjà parti.وقتی رسیدم، او رفته بود.

واژه‌های این درس