تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
A2

passé composé — گذشتهٔ اصلی در فرانسه

passé composé زمانِ گذشتهٔ اصلی در فرانسهٔ امروز است. با فعلِ کمکیِ avoir یا être در زمانِ حال، به‌علاوهٔ اسمِ مفعول ساخته می‌شود، و برای کاری به کار می‌رود که در گذشته انجام شده و تمام شده است. در فارسی هم با «رفتم» برابر است و هم با «رفته‌ام».

در یک نگاه

avoir یا être (در زمانِ حال) + اسمِ مفعول

چطور ساخته می‌شود

دو تکه دارد: فعلِ کمکی، که صرف می‌شود و بارِ شخص و شمار را می‌کشد، و اسمِ مفعول، که در بیشتر موارد ثابت می‌ماند.

اسمِ مفعولِ فعل‌های باقاعده از روی پایانهٔ مصدر ساخته می‌شود:

گروهِ فعلپایانهٔ اسمِ مفعولنمونه
فعل‌های ‎-er-éparler → parlé
فعل‌های ‎-ir-ifinir → fini
فعل‌های ‎-re-uvendre → vendu

فعل‌های پرکاربرد اغلب بی‌قاعده‌اند و اسمِ مفعولشان را باید جداگانه یاد گرفت. این ده تا بیشترین بسامد را دارند:

مصدراسمِ مفعولمعنی
êtreétéبودن
avoireuداشتن
fairefaitانجام دادن، ساختن
prendreprisگرفتن، برداشتن
voirvuدیدن
mettremisگذاشتن
venirvenuآمدن
direditگفتن
écrireécritنوشتن
ouvrirouvertباز کردن

avoir یا être؟

بیشترِ فعل‌ها فعلِ کمکیِ avoir می‌گیرند. être فقط برای دو دسته است، و همین تقسیم‌بندی بزرگ‌ترین منبعِ خطا در این زمان است.

دستهٔ اول: فعل‌های انعکاسی (verbes pronominaux) — هر فعلی که با se می‌آید، بدون استثنا être می‌گیرد.

دستهٔ دوم: فهرستِ کوتاهی از فعل‌های حرکت و تغییرِ حالت. فهرست بسته است؛ هر فعلی که در آن نباشد avoir می‌گیرد.

فعلمعنیفعلمعنی
allerرفتنvenirآمدن
arriverرسیدنpartirعزیمت کردن، رفتن
entrerوارد شدنsortirبیرون رفتن
monterبالا رفتنdescendreپایین آمدن
naîtreبه دنیا آمدنmourirمردن
resterماندنtomberافتادن
retournerبرگشتنpasserگذر کردن، سر زدن

کِی استفاده می‌شود

یک: کاری که در گذشته انجام شده و تمام شده. این پرکاربردترین حالت است و اگر فقط همین را بدانید، بیشترِ نیازتان برآورده می‌شود.

دو: زنجیره‌ای از رویدادهای پشتِ سرِ هم — یعنی روایت. هر قدم در داستان یک passé composé است.

سه: کاری با مدتِ زمانِ مشخص و پایان‌یافته. وجودِ مدتِ بسته مهم است؛ اگر مدت باز باشد زمانِ دیگری لازم است.

چهار: کاری در گذشته که نتیجه‌اش هنوز برقرار است.

برای فارسی‌زبان‌ها

در کتاب‌های فارسی این زمان را «ماضیِ نقلی» می‌نامند. این نام از روی شکل درست است — هر دو با فعلِ کمکی و اسمِ مفعول ساخته می‌شوند — ولی از نظرِ کاربرد گمراه‌کننده است، و همین یک نکته بیشترین خطا را در نوشتهٔ فارسی‌زبان‌ها می‌سازد.

ماضیِ نقلیِ فارسی («رفته‌ام») بیشتر بر نتیجه و ارتباط با زمانِ حال تأکید دارد و گاهی رنگِ نقل یا استنباط می‌گیرد («ظاهراً رفته است»). ولی passé composé در فرانسه زمانِ روایتِ عادیِ گذشته است — همان کاری که در فارسی ماضیِ ساده می‌کند.

نتیجهٔ عملی: برای تعریفِ هر اتفاقی در گذشته — چه «دیروز رفتم» و چه «تا حالا سه بار رفته‌ام» — در فرانسهٔ گفتاری همین یک زمان را به کار ببرید. دنبالِ معادلِ جداگانه برای ماضیِ ساده نگردید.

یک فعلِ کمکی در برابرِ دو تا. ماضیِ نقلیِ فارسی همیشه با «بودن» ساخته می‌شود: رفته‌ام، خورده‌ام، آمده‌ام — بدون استثنا. فرانسه بین avoir و être تقسیم می‌کند و این تقسیم منطقی ندارد که از فارسی بشود حدسش زد. باید فهرستِ بالا را حفظ کرد؛ راهِ میان‌بری نیست.

مطابقتِ اسمِ مفعول، و یک خبرِ خوب. با être، اسمِ مفعول باید با فاعل مطابقت کند: parti / partie / partis / parties. فارسی جنسِ دستوری ندارد، پس این قاعده هیچ پشتوانه‌ای در زبانِ مادریِ شما ندارد. ولی هر چهار صورت یکسان تلفظ می‌شوند — این قاعده تقریباً همیشه فقط مسئلهٔ املا است، نه گفتار.

ضمیرِ فاعلی حذف نمی‌شود. در فارسی شناسهٔ فعل خودش فاعل را می‌رساند و ضمیر را می‌شود انداخت («رفتم»). فرانسه این اجازه را نمی‌دهد: «Ai mangé» جمله نیست. این خطا آن‌قدر در نوشتهٔ فارسی‌زبان‌ها تکرار می‌شود که ارزشِ یک بار تمرینِ آگاهانه را دارد.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

passé composé یا imparfait؟

خبرِ خوب برای فارسی‌زبان‌ها: این تمایز، که برای انگلیسی‌زبان‌ها سخت‌ترین بخشِ دستورِ فرانسه است، در فارسی از قبل وجود دارد. پیشوندِ «می‌» همان کارِ imparfait را می‌کند.

  • J’ai mangé.خوردم.
  • Je mangeais.می‌خوردم.
  • Je suis allé à l’école.به مدرسه رفتم.
  • J’allais à l’école.به مدرسه می‌رفتم.

قاعدهٔ سرانگشتی: اگر در فارسی «می‌» می‌گذارید، در فرانسه imparfait لازم دارید.

passé simple: چرا در کتاب‌ها هست ولی شنیده نمی‌شود

تا قرنِ نوزدهم، فرانسه برای روایتِ گذشته passé simple به کار می‌برد (il mangea، il alla) و passé composé معنایی نزدیک به ماضیِ نقلیِ فارسی داشت. بعد passé composé جای آن را در گفتار گرفت و passé simple به ادبیات و تاریخ عقب نشست.

یعنی فرانسهٔ قدیم درست مثل فارسی دو زمانِ جدا داشت و آن تمایز را از دست داد. برای خواندنِ رمان باید passé simple را بشناسید؛ برای حرف زدن هرگز لازمش ندارید.

گذشتهٔ خیلی نزدیک: venir de

برای کاری که همین حالا تمام شده، فرانسه ساختِ جداگانه‌ای دارد: venir de + مصدر.

  • Je viens de manger.همین الان غذا خوردم.
  • Elle vient de partir.همین الان رفت.
مرحلهٔ بعد: مطابقتِ اسمِ مفعولکِی اسمِ مفعول ه، s یا es می‌گیرد و کِی نه — قاعده‌ای که در گفتار تقریباً شنیده نمی‌شود ولی در نوشتار و در آزمون‌های TCF و DELF مستقیماً سنجیده می‌شود.

واژه‌های این درس