تخته‌دیکتهمهٔ درس‌های دستور ←
B1

شرطی و جمله‌های si

فرانسه سه الگوی شرطی دارد که با درجهٔ احتمال فرق می‌کنند، و در هر سه، زمانِ فعل در بندِ si از یک قاعدهٔ ثابت پیروی می‌کند. نکتهٔ کلیدی این است که بعد از si هرگز conditionnel نمی‌آید.

در یک نگاه

si + حال ← آینده · si + imparfait ← conditionnel

ساختِ conditionnel

ساده‌ترین صرفِ فرانسه: ریشهٔ futur (که همان مصدر است) به علاوهٔ پایانه‌های imparfait.

شخصپایانهparlerêtre
je-aisparleraisserais
tu-aisparleraisserais
il-aitparleraitserait
nous-ionsparlerionsserions
vous-iezparleriezseriez
ils-aientparleraientseraient

سه الگوی si

نوعبندِ siبندِ دوممعنی
واقعیحالآیندهاگر وقت داشته باشم، می‌آیم
خیالیimparfaitconditionnelاگر وقت داشتم، می‌آمدم
گذشتهplus-que-parfaitconditionnel passéاگر وقت داشتم، آمده بودم

کاربردهای دیگرِ conditionnel

یک: ادب. این پرکاربردترین حالتش در زندگیِ روزمره است.

دو: خبرِ تأییدنشده — در روزنامه و رادیو مدام می‌شنوید.

سه: پیشنهاد و آرزو.

برای فارسی‌زبان‌ها

فارسی هم سه سطحِ شرط دارد و مرزهایش تقریباً با فرانسه می‌خواند، پس مفهوم تازه نیست. آنچه تازه است، این است که کدام زمان در کدام بند می‌نشیند.

فارسیفرانسه
اگر وقت داشته باشم، می‌آیمSi j’ai le temps, je viendrai.
اگر وقت داشتم، می‌آمدمSi j’avais le temps, je viendrais.
اگر وقت داشتم، آمده بودمSi j’avais eu le temps, je serais venu.

به سطرِ اول دقت کنید: فارسی در بندِ شرط التزامی می‌گذارد («داشته باشم»)، ولی فرانسه اخباریِ حال می‌خواهد. این یکی از معدود جاهایی است که التزامیِ فارسی شما را گمراه می‌کند، چون در بقیهٔ موارد به کمکتان می‌آید.

سطرِ دوم برعکس، برای شما آسان است: فارسی «می‌آمدم» می‌گوید — با همان «می‌» که در درسِ imparfait دیدیم — و فرانسه هم در بندِ si دقیقاً imparfait می‌گذارد. اینجا شهودتان درست کار می‌کند.

و کاربردِ ادب هم تطابقِ کاملی دارد: فارسی برای مؤدب بودن فعل را به گذشته می‌برد («می‌خواستم بپرسم» به‌جای «می‌خواهم بپرسم») و فرانسه هم دقیقاً همین کار را با conditionnel می‌کند (je voudrais به‌جای je veux). این را بدونِ توضیح درست به کار می‌برید.

اشتباه‌های رایج

نکته‌های بیشتر

conditionnel passé: پشیمانی و سرزنش

با conditionnel فعلِ کمکی به‌علاوهٔ اسمِ مفعول ساخته می‌شود، و بیشتر برای حسرت و ملامت به کار می‌رود.

  • J’aurais dû partir plus tôt.باید زودتر می‌رفتم.
  • Tu aurais pu me le dire !می‌توانستی به من بگویی!

این دو عبارت — j’aurais dû و tu aurais pu — آن‌قدر پرکاربردند که ارزشِ حفظ کردنِ مستقیم دارند.

si به معنی «آیا»

si کارِ دومی هم دارد که ربطی به شرط ندارد: در نقلِ قولِ غیرمستقیم معنی «آیا» می‌دهد. اینجا futur مجاز است، چون بندِ شرطی نیست.

  • Je ne sais pas s’il viendra.نمی‌دانم آیا می‌آید.

واژه‌های این درس