شرطی و جملههای si
فرانسه سه الگوی شرطی دارد که با درجهٔ احتمال فرق میکنند، و در هر سه، زمانِ فعل در بندِ si از یک قاعدهٔ ثابت پیروی میکند. نکتهٔ کلیدی این است که بعد از si هرگز conditionnel نمیآید.
در یک نگاه
si + حال ← آینده · si + imparfait ← conditionnel
- Si j’ai le temps, je viendrai.اگر وقت داشته باشم، میآیم.
- Si j’avais le temps, je viendrais.اگر وقت داشتم، میآمدم.
- Je voudrais un café.یک قهوه میخواستم.
ساختِ conditionnel
سادهترین صرفِ فرانسه: ریشهٔ futur (که همان مصدر است) به علاوهٔ پایانههای imparfait.
| شخص | پایانه | parler | être |
|---|---|---|---|
| je | -ais | parlerais | serais |
| tu | -ais | parlerais | serais |
| il | -ait | parlerait | serait |
| nous | -ions | parlerions | serions |
| vous | -iez | parleriez | seriez |
| ils | -aient | parleraient | seraient |
سه الگوی si
| نوع | بندِ si | بندِ دوم | معنی |
|---|---|---|---|
| واقعی | حال | آینده | اگر وقت داشته باشم، میآیم |
| خیالی | imparfait | conditionnel | اگر وقت داشتم، میآمدم |
| گذشته | plus-que-parfait | conditionnel passé | اگر وقت داشتم، آمده بودم |
- Si j’ai le temps, je viendrai.شرطِ ممکن
- Si j’avais le temps, je viendrais.شرطِ خیالی
- Si j’avais eu le temps, je serais venu.شرطِ گذشته
کاربردهای دیگرِ conditionnel
یک: ادب. این پرکاربردترین حالتش در زندگیِ روزمره است.
- Je voudrais un café, s’il vous plaît.یک قهوه میخواستم، لطفاً.
- Pourriez-vous m’aider ?میتوانید کمکم کنید؟
دو: خبرِ تأییدنشده — در روزنامه و رادیو مدام میشنوید.
- Il y aurait vingt blessés.گفته میشود بیست نفر زخمی شدهاند.
سه: پیشنهاد و آرزو.
- On pourrait aller au cinéma.میتوانستیم برویم سینما.
- J’aimerais visiter Paris.دوست دارم پاریس را ببینم.
برای فارسیزبانها
فارسی هم سه سطحِ شرط دارد و مرزهایش تقریباً با فرانسه میخواند، پس مفهوم تازه نیست. آنچه تازه است، این است که کدام زمان در کدام بند مینشیند.
| فارسی | فرانسه |
|---|---|
| اگر وقت داشته باشم، میآیم | Si j’ai le temps, je viendrai. |
| اگر وقت داشتم، میآمدم | Si j’avais le temps, je viendrais. |
| اگر وقت داشتم، آمده بودم | Si j’avais eu le temps, je serais venu. |
به سطرِ اول دقت کنید: فارسی در بندِ شرط التزامی میگذارد («داشته باشم»)، ولی فرانسه اخباریِ حال میخواهد. این یکی از معدود جاهایی است که التزامیِ فارسی شما را گمراه میکند، چون در بقیهٔ موارد به کمکتان میآید.
سطرِ دوم برعکس، برای شما آسان است: فارسی «میآمدم» میگوید — با همان «می» که در درسِ imparfait دیدیم — و فرانسه هم در بندِ si دقیقاً imparfait میگذارد. اینجا شهودتان درست کار میکند.
و کاربردِ ادب هم تطابقِ کاملی دارد: فارسی برای مؤدب بودن فعل را به گذشته میبرد («میخواستم بپرسم» بهجای «میخواهم بپرسم») و فرانسه هم دقیقاً همین کار را با conditionnel میکند (je voudrais بهجای je veux). این را بدونِ توضیح درست به کار میبرید.
اشتباههای رایج
Si je viendrai, je t’appellerai.
Si je viens, je t’appellerai.
بعد از si هرگز futur نمیآید.
Si j’aurais le temps, je viendrais.
Si j’avais le temps, je viendrais.
بعد از si هرگز conditionnel نمیآید — فقط imparfait.
Si je sois riche…
Si j’étais riche…
التزامی بعد از si جایی ندارد، هرچند فارسی آن را پیشنهاد میکند.
Je veux un café. (به پیشخدمت)
Je voudrais un café.
دستوری درست است ولی بیادبانه به گوش میآید؛ conditionnel نرمش میکند.
Si j’avais su, je serais pas venu.
Si j’avais su, je ne serais pas venu.
ساخت درست است؛ فقط ne در نوشتار نباید بیفتد.
Si tu veux, on peut aller… si tu voudrais
Si tu veux, on peut y aller.
همان قاعده: بندِ si زمانِ حال میگیرد.
نکتههای بیشتر
conditionnel passé: پشیمانی و سرزنش
با conditionnel فعلِ کمکی بهعلاوهٔ اسمِ مفعول ساخته میشود، و بیشتر برای حسرت و ملامت به کار میرود.
- J’aurais dû partir plus tôt.باید زودتر میرفتم.
- Tu aurais pu me le dire !میتوانستی به من بگویی!
این دو عبارت — j’aurais dû و tu aurais pu — آنقدر پرکاربردند که ارزشِ حفظ کردنِ مستقیم دارند.
si به معنی «آیا»
si کارِ دومی هم دارد که ربطی به شرط ندارد: در نقلِ قولِ غیرمستقیم معنی «آیا» میدهد. اینجا futur مجاز است، چون بندِ شرطی نیست.
- Je ne sais pas s’il viendra.نمیدانم آیا میآید.