préconiser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁe.kɔ.ni.ze\/

Conjugaison du verbe préconiser

فعل

  1. ستایش عمومی کردن، تمجید کردن، ترویج دادن
  2. توصیه کردن چیزی
  3. تمجید از برتری و کارایی یک دارو و توصیه به استفاده از آن
  4. اعلام کردن در اجلاس روحانی که فردی به اسقفی منصوب شده و واجد شرایط است

مثال‌ها