précontentieux
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\pʁe.kɔ̃.tɑ̃.sjø\/
اسم
اقدامات پیش از طرح دعوا برای جلوگیری از اختلاف حقوقی
مرحله مذاکره دوستانه پیش از اقدام قضایی بهویژه در وصول طلب
Mots liés
précordial
précurseur
précurseur
prédateur
prédateur
prédation
prédécéder
prédécès
prédécesseur
prédestination
prédestiné
prédestiné
prédestiner
prédéterminant
prédéterminante
prédétermination
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی