pardonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\paʁ.dɔ.ne\/

Conjugaison du verbe pardonner

فعل

  1. خطای کسی را بخشیدن، از آزاری که دیده‌ایم کینه به دل نگرفتن. در این معنی نامِ خطا مفعولِ مستقیم و نامِ شخص با حرفِ اضافه می‌آید.
  2. چشم‌پوشی کردن، تحمل کردن، به روی خود نیاوردن
  3. چیزی را بی‌آنکه غم یا رنجش یا حسادت برانگیزد پذیرفتن؛ به دل نگرفتن
  4. (کهنه) در این کاربرد آنچه بخشیده می‌شود با حرفِ اضافه می‌آید
  5. اغلب به‌عنوان عبارتی از سرِ ادب به کار می‌رود
  6. استثنا کردن، امان دادن. در این معنی تقریباً همیشه با نفی به کار می‌رود.
  7. (بدون مفعول) گذشت کردن، بخشیدن

مثال‌ها