outrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\u.tʁe\/

Conjugaison du verbe outrer

فعل

  1. فراتر از حد معقول بردن امور
  2. اغراق کردن
  3. شدیداً توهین کردن به کسی
  4. شدیداً رنجیدن
  5. اسب را بیش از توانش راندن

مثال‌ها