ouïe

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صوت · /\uj\/

اسم

  1. حس شنوایی
  2. شنیدن (در برخی عبارات)
  3. شکاف آبشش (در ماهی‌ها)
  4. آبشش، برانشی
  5. سوراخ صدای ساز (مثل ویولن)

صوت

  1. آخ، اوخ (بیان درد، املای دیگر ouille)

مثال‌ها