mortification

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\mɔʁ.ti.fi.ka.sjɔ̃\/

اسم

  1. حالت تجزیه بافت یا اندام که مانند مرده می‌شود
  2. نگه داشتن گوشت برای نرم شدن و کسب بو
  3. تحمیل رنج بر بدن یا سرکوب هوس‌ها
  4. زاهدانه تحمیل رنج جسمانی برای پیشرفت معنوی
  5. حوادث ناگوار زندگی
  6. اندوه و تحقیر ناشی از سرزنش یا رفتار سخت

مثال‌ها