mortifier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mɔʁ.ti.fje\/

Conjugaison du verbe mortifier

فعل

  1. کبود کردن
  2. تحمیل رنج جسمی یا روحی برای پاکسازی
  3. سرکوب حواس و هوس‌ها
  4. تحقیر کردن
  5. نرم کردن گوشت با کوبیدن یا کهنه کردن

مثال‌ها