morver

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mɔʁ.ve\/

Conjugaison du verbe morver

فعل

  1. پوسیدن، فاسد شدن.
  2. آبریزش بینی داشتن، خلط ریختن بینی.

مثال‌ها