migration

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\mi.ɡʁa.sjɔ̃\/

اسم

  1. هجرت
  2. مهاجرت
  3. انتقال سیستم اطلاعاتی به حالت هدف.
  4. جابجایی گونه‌های شیمیایی تحت گرادیان‌های مختلف.

مثال‌ها