نوشتنِ نامِ کسی یا یادداشت کردن و ذکرِ چیزی در دفتر، فهرست و مانندِ آن
کتیبه یا نوشتهای بر چیزی نهادن
در درونِ یک شکلِ هندسی، شکلِ دیگری رسم کردن که پیرامونِ آن را از داخل مماس شود
یاد غیرقابل فراموش یا رد قابل مشاهده گذاشتن.
مثالها
On l’inscrivit sur la liste des candidats. — نام او را در فهرست نامزدها نوشتند.
J’inscrirai cela sur mes tablettes. — این را بر لوحهایم خواهم نوشت.
Ma mère inscrivait sur un carnet la récolte de chacun, payait ceux qui le demandaient, […]. — مادرم بر دفترچهای برداشت هر کس را مینوشت، به کسانی که درخواست میکردند پرداخت میکرد، […].
Inscrire une maxime sur un monument. — نوشتن یک اصل اخلاقی بر بنای یادبود.
La plupart des personnes qui visitent ce lieu inscrivent leurs noms sur les murailles. — اکثر افرادی که از این مکان بازدید میکنند نامهایشان را بر دیوارها مینویسند.
Inscrire un triangle dans un cercle : C'est le triangle inscrit. — محاط کردن مثلث در دایره: این مثلث محاط است.