consigner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.si.ɲe\/

Conjugaison du verbe consigner

فعل

  1. سپردن مبلغی به کسی تا در زمان و مکان مناسب به صاحبش داده شود (ودیعه گذاشتن).
  2. ارسال کردن کالا برای یک گیرنده.
  3. ثبت کردن، ذکر کردن در یک نوشته.
  4. دستور جلوگیری از خروج کسی به عنوان تنبیه (حبس کردن در پادگان یا مدرسه).
  5. نگه داشتن نیروها در اقامتگاه خود برای حفظ نظم (آماده‌باش).
  6. ممنوع‌الورود کردن یک مکان، مهر و موم کردن.

مثال‌ها