insert
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɛ̃.sɛʁ\/
اسم
توالی دی.ان.ای خارجی که در مولکول دی.ان.ای معینی وارد شده است.
دستگاه گرمایشی که پایین دودکش را میبندد.
جیب یا پوشهای برای قرار دادن چیزی.
نما یا تصویر کوتاهی که برای زیبایی یا اطلاعرسانی در فیلم درج میشود.
قطعهای مکانیکی یا الکتریکی که درون قطعهٔ دیگری قرار داده میشود.
مثالها
Les propriétaires de poêles, inserts ou chaudières à bois, particulièrement, multiplient les achats précoces.
Mots liés
insertion
insider
insidieusement
insidieux
insigne
insigne
insignifiance
insignifiant
insignifiant
insignifiante
insinuant
insinuation
insinuer
insipide
insipidité
insistance
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی