incubation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.ky.ba.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل خوابیدن پرندگان روی تخم‌هایشان (خوابیدن روی تخم/جوجه‌کشی).
  2. جوجه‌کشی مصنوعی.
  3. قرار دادن کشت باکتری در گرم‌خانه (انکوباسیون).
  4. دوره نهفتگی بیماری (دوره کمون).
  5. دوره بلوغ و پرورش یک ایده تا تحقق آن.
  6. مراسم مذهبی برای ارتباط با خدایان جهت شفا (در دوران باستان).

مثال‌ها