incube
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · اسم · /\ɛ̃.kyb\/
فعل
اولشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ incuber
سومشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ incuber
اولشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ incuber
سومشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ incuber
دومشخصِ مفردِ امرِ فعلِ incuber
اسم
نوعی شیطان که به شکل مرد درمیآید و زن را در خواب مورد آزار جنسی قرار میدهد.
مترادف قدیمی کابوس.
Mots liés
inculpation
inculper
inculquer
inculte
inculte
incultivable
incunable
incunable
incurabilité
incurable
incurablement
incurie
incuriosité
incursion
incurvation
incurver
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی