incliner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.kli.ne\/

Conjugaison du verbe incliner

فعل

  1. در وضعیت مایل نسبت به صفحه افق قرار دادن.
  2. پایین آوردن، خم کردن.
  3. علاقه ایجاد کردن به.
  4. کج بودن.
  5. میل یا علاقه به چیزی داشتن، به چیزی تمایل داشتن.
  6. کم‌کم به هدف نزدیک شدن.
  7. بالاتنه یا سر را برای سلام خم کردن.
  8. پذیرفتن؛ دیگر اعتراض نکردن؛ دست کشیدن از؛ تسلیم شدن به.

مثال‌ها