inclusion

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.kly.zjɔ̃\/

اسم

  1. عمل گنجاندن؛ نتیجه آن
  2. رابطه دودویی که نشان می‌دهد یک مجموعه زیرمجموعه دیگری است
  3. فسیل شدن ارگانیسم یا قطعه بیولوژیکی در ماده‌ای مانند کهربا، یخ یا رزین

مثال‌ها