glairure
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɡlɛ.ʁyʁ\/
اسم
سفیده تخممرغ زدهشده با الکل برای طلاکاری جلد کتاب
Mots liés
glaise
glaise
glaiser
glaiseux
glaiseux
glaisière
glaive
glamour
glamour
glanage
gland
glande
glandé
glande thyroïde
glandée
glander
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی