slay

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · صفت · صوت · /\slɛj\/

فعل

  1. برتری یافتن، موفق شدن

صفت

  1. تأثیرگذار، باکیفیت بالا، قابل توجه

صوت

  1. تأثیرگذار با وقار و کیفیت هنری