régenter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁe.ʒɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe régenter

فعل

  1. نایب‌السلطنه بودن؛ اداره کردن
  2. اداره کردن یک کلاس
  3. دوست داشتن تسلط و غالب بودن نظر خود

مثال‌ها