fritte

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\fʁit\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ fritter
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ fritter
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ fritter
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ fritter
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ fritter

اسم

  1. مخلوط مواد خاکی و نمکی نیمه‌ذوب‌شده برای ساخت شیشه
  2. ماده‌ای که از آن مینا می‌سازند
  3. عمل پختن این مخلوط

مثال‌ها