friturer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fʁi.ty.ʁe\/

Conjugaison du verbe friturer

فعل

  1. در روغن سرخ کردن.
  2. صدای سرخ شدن ایجاد کردن.

مثال‌ها