frai

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fʁɛ\/

اسم

  1. دوران تخم‌ریزی ماهی‌ها.
  2. دوران تولیدمثل دوزیستان.
  3. تخم ماهی مخلوط با ماده بارورکننده.
  4. تخم قورباغه و وزغ.
  5. ماهی‌های کوچک برای پر کردن استخرها.
  6. ساییدگی سکه‌ها بر اثر گردش.
  7. برداشت متقلبانه فلز از سکه طلا یا نقره.

مثال‌ها