fraiser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fʁe.ze\/

Conjugaison du verbe fraiser

فعل

  1. ورودی سوراخ را به صورت دایره‌ای گشاد کردن.
  2. با فرز چوب یا فلز را شکل دادن.
  3. خمیر را ورز دادن تا مقدار دوم آب را جذب کند.
  4. خمیر را با دست ورز دادن تا صاف شود.