fraîcheur

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fʁɛ.ʃœʁ\/

اسم

  1. خنکی، هوای خنک؛ سرمای ملایم و دلپذیر.
  2. (دریانوردی) نسیم؛ باد بسیار ضعیفی که پیش یا پس از آرامش هوا می‌وزد.
  3. سرما؛ سردی
  4. (خودمانی) درد عضلانی ناشی از سرمای مرطوب؛ سرماخوردگی عضله.
  5. طراوت، شادابی؛ درخشش دلپذیر گل‌ها، رنگ رخسار، رنگ‌ها و مانند آن.
  6. تازگی؛ دست‌نخوردگی و ماندن چیزی در حالت نخستینش (مانند تازگی میوه یا ماهی).
  7. (مجازی) طراوت، تازگی؛ لطف طبیعی در اندیشه‌ها و آفریده‌های ذهن.
  8. (خودمانی) دختر زیبا، زن جوان خوش‌رو.

مثال‌ها