alevin
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\al.vɛ̃\/
اسم
بچه ماهی یا لارو وابسته به کیسه زرده
ماهی کوچک برای پر کردن حوضچهها
مثالها
Tout alevin, quel que soit le régime alimentaire de l’adulte, commence par être planctonophage.
—
هر الوین، هرچه رژیم غذایی بزرگسال باشد، با پلانکتونخواری شروع میکند.
Il faut jeter de l’alevin dans cet étang.
—
باید الوین در این استخر انداخت.
Mots liés
alevinage
aleviner
nourrain
fretin
frai
Alexandre
alexandrine
alexandrine
alexie
alezan
alezan
alèze
alfa
alfalfa
alga
algarade
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی