fraîche

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · قید · /\fʁɛʃ\/

اسم

  1. باد ملایم صبح یا عصر.
  2. در خنک‌ترین لحظه روز، زود صبح.
  3. پول.

صفت

  1. مؤنث مفرد frais.

قید

  1. مؤنث مفرد frais.

مثال‌ها