fraîchir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fʁe.ʃiʁ\/

Conjugaison du verbe fraîchir

فعل

  1. خنک شدن هوا.
  2. بد شدن وضع آب و هوا.
  3. خنک کردن.
  4. وزش شدیدتر باد.

مثال‌ها