fracturer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fʁak.ty.ʁe\/

Conjugaison du verbe fracturer

فعل

  1. با خشونت شکستن، خرد کردن.
  2. شکستن حصار برای ورود غیرمجاز.
  3. با شکستگی آسیب زدن.

مثال‌ها