گیاهی با برگهای بزرگ که گونههای بسیارش ردهٔ سرخسسانان را میسازند، مهمترین ردهٔ نهانزادانِ آوندی؛ سرخس.
مثالها
Déchues de leur rôle de dominatrices, les Fougères se sont réfugiées à l'ombre des grands Phanérogames; elles vivent sous bois et n'y brillent pas. — دورافتاده از نقش سلطهگرانهشان، سرخسها به سایه گیاهان گلدار بزرگ پناه بردهاند؛ آنها زیر درختان زندگی میکنند و در آنجا نمیدرخشند.
Les travaux des femmes y sont légers : effeuiller la vigne pour laisser passer le soleil, éclaircir les grappes en détachant les grains avariés, couper le fruit sans le défleurer, et, lorsque vient le moment de la vente, préparer la fougère qui doit envelopper et parfumer le raisin? — کار زنان آنجا سبک است: برگچینی از تاک برای گذشتن نور خورشید، تنک کردن خوشهها با جدا کردن دانههای خراب، چیدن میوه بدون آسیب زدن به آن، و هنگامی که زمان فروش میرسد، آماده کردن سرخس که باید انگور را بپیچد و عطرآگین کند.
Un sac tenait lieu d’oreiller.
« Vous savez, la fougère est fraîche, dit Rosalie, on ne mettrait pas quelqu’un qui arrive, coucher sur de la vieille fougère ; ce n’est pas à faire quoiqu’on raconte que dans les hôtels, les vrais, on ne se gêne pas. » — یک کیسه جای بالش را میگرفت. «میدانید، سرخس تازه است،» روزالی گفت، «کسی را که تازه آمده روی سرخس کهنه نمیخوابانند؛ این کار درستی نیست هرچند میگویند در هتلهای واقعی، خودشان را به زحمت نمیاندازند.»