foulage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fu.laʒ\/

اسم

  1. عمل فشردن یا نتیجه آن
  2. عملیات مکانیکی نمدی کردن پشم
  3. له کردن انگور با پا برای استخراج آب
  4. ترکیدن حبه‌ها برای رنگ بیشتر موست
  5. فشردن خاک پس از کاشت با پا
  6. فشار چاپخانه روی کاغذ
  7. نقش برجسته ناشی از نوشتن روی صفحه زیرین

مثال‌ها