expiration
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɛk.spi.ʁa.sjɔ̃\/
اسم
بازدم، عمل بازدم یا نتیجه آن.
عملی که گیاهان برخی عناصر را حذف و به هوا بازمیگردانند در مقابل عناصر گازی که از آن قرض گرفتهاند.
سررسید مدت.
پایان دوره زمانی معین.
مثالها
La vie ne peut se soutenir sans l’inspiration et l’expiration.
—
زندگی بدون دم و بازدم نمیتواند ادامه یابد.
Ces rythmes s’actualisent dans l’expiration, le repos et l’inspiration.
—
این ریتمها در بازدم، استراحت و دم تحقق مییابند.
Il n’a plus que six mois jusqu’à l’expiration de son bail.
—
او فقط شش ماه تا سررسید اجارهاش باقی مانده است.
À l’expiration de son mandat de député.
—
در سررسید دوره نمایندگیاش به عنوان نماینده.
L’expiration de ce brevet, de ce traité aura lieu à telle date.
—
سررسید این حق اختراع، این معاهده در فلان تاریخ خواهد بود.
À l’expiration de l’année, du trimestre.
—
در پایان سال، سهماهه.
Mots liés
expire
expirer
explanation
explétif
explétive
explicable
explicateur
explicateur
explicatif
explication
explicit
explicita
explicitation
explicitement
expliquer
exploit
exploitable
exploitant
exploitant
exploitation
exploiter
exploiteur
exploiteuse
explorateur
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی